جوک و خاطرات خنده دار

موضوعات مختلف و جذاب

جوک و خاطرات خنده دار

ساپورت چىست؟؟؟
.
.
.
.
.
همین که شما پستاى منو لایک مىکنید ىعنى منو ساپورت کردید.
چىه تا اسم ساپورت مىاد سرىع چشات برق مىزنه؟؟!!!
نکن برادر من,از خدا بترس,قىافشو نگا منحرف.
با تسبىح بزنم تو سرت ضربه مغزى بشى بىفتى گوشه جمکران.هان؟؟؟؟؟!!!!! ^_^

................

چند شب پيش عموم از دست درس نخوندناى پسرعموم عصبى شد و گفت:
الاغ...معلمت ميگه امكان نداره بتونه بتو چيزى ياد بده...
پسرعمومم برگشت گفت: واسه همينه كه ميگم بدرد نميخوره ديگه!
يعنى استدلالش از پهنا تو حلق همتون!

...............

چرامردم اینجوری شدن؟!
دیشب خونه مامان بزرگمیناجمع بودیم،ی30-40نفری،
برگشتم گفتم:شب جمعه س،
همه باقیافه اینجوریo_Oبرگشتن سمت من!!
بابا! برا شادی روح اموات صلوات!!!
من چیکارکنم خب!!؟!
بچه پررو

.....................

من خيلى بانمكم نميدونمم چرا...
دست خودم نيس
.
.
.
.
ى نيگا كنيد ببينيد دست شما نيس؟؟?

..............................

آقا گفتیم خانوادگی بریم شمال مادر بزرگه رو هم ببریم ، راهی سفر شدیم تا رسیدیم به منجیل(تو شهر منجیل همیشه باد شدید میوزه،واسه همین توربین بادی زیاد گذاشتن)همین که چشم مادر بزرگم افتاد به توربینا گفت:خدا خیرشون بده ننه،میگم چه باد خنکی میاد،نگو پنکه گذاشتن تو خیابون!
اینم چشمای ما تو اون لحظه ⊙⊙.

..................

آقا یه فیلم ایرانی داشت به اسم(زهره ترک)بابام اومد بقول خودش بگه آره منم فیلم حالیمه میگه:ع حسام این فیلمه(zohre tork)داره میده!!!خخخخخخخ جاااان؟؟؟؟پدر من خو اول خوب بخونش بعد حالا خیلی اصرارم داشت این فیلم راجب یه دختره ترک زبانه خخخخخخ بابای دیکتاتوره من دارم

......................................

پسر دخترخالم 4سالشه(همون گودزیلای خودمون)برگشته به خالم میگه:مامان بزرگ.....یادته بچگیات به "لباسشویی" میگفتی "لباس چولی"؟!!!!!!!!!!

................................

رفته بودیم روستای یکی از اقوام!
صبح مامانم واسه نماز صبح صدام کرد هرکاری کرد بیدار نشدم
رفت داداشمو صدا زد اونم بیدار نشد
این فامیلمون تو حیاطشون یه الاغ داشت
همون لحظه خره چندبار عَـــرعَــــر کرد
مامانه خجسته دله من برمیگرده میگه: نیگا کن! خر داره ذکر میگه
شما یه خر هم نمیشین؟؟؟؟

تازه امروز داشتم از حیاط میرفتم بیرون!
با الاغه چشم تو چشم شدم
با تاسف سر تا پام و نیگا کرد نوچ نوچی کرد و رفت :/

......................................

به مامان بزرگم می گم یه جمله خبری بگو، می گه: نوه م خنگه.
می گم سوالی بگو، می گه نوه م خنگ بود و من نمی دونستم؟
می گم امری بگو، می گه خنگیتو تابلو نکن!
می گم میشه خنگ توشون نباشه؟ میگه اونوقت میشه نوه یکی دیگه نه نوه من


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







:: موضوعات مرتبط: جوک و خنده، ،
:: برچسب‌ها: خنده, اس ام اس, جوک, ,
نويسنده : ☆✰★ҚØЦRØ$Ħ★✰☆